سخنرانی زیر بیان کنندهءدیدگاه این وبلاگ نمی باشد
صرفآجهت اطلاع بیننده گان گذاشته شده است.
آنچه در زير ميخوانيد، متن سخنراني دكتر سارا شريعتي در جلسه روز دوازدهم اسفندماه گروه علمي ـ تخصصي جامعهشناسي دين انجمن جامعهشناسي ايران است.
((گرفته شده ازسایت انجمن جامعه شناسی ایران))
پرسش از جامعهشناسي دين
صحبتم را با يك اظهار اميدواري آغاز ميكنم زيرا اينجا جلسه جامعهشناسي دين است و صحبت از دين و اينكه اين بحث از حوزه ممنوعه درآمده، براي من نوعي اميدواري است. تعلل من در پيشنهاد نامي براي اين صحبت باعث شد كه دوستان عنوان «پرسش از جامعهشناسي دين» را انتخاب كنند. من اين عنوان را به فال نيك ميگيرم و در نتيجه ميكوشم صحبتم را به پرسشهايي كه جامعهشناسي دين با آن درگير است، اختصاص دهم. براي اين كار و براي رعايت فاصله لازم و ضروري با ميدان مورد بحث كه اين جلسه باشد، سعي خواهم كرد با استناد به تجربه كار «گروه جامعه شناسي اديان» در فرانسه به بررسي اين پرسشها بپردازم. تا بدين ترتيب در آيينه ديگري با خود روبرو شويم و از آن تجربيات جهت تكوين و رشد اين گروه استفاده كنيم. اميل دوركيم در سال ۱۹۱۷ درگذشت. وي بر خلاف اگوست كنت، اسلافي از خود به جا گذاشت: موريس هالبوالكس. مارسل موس، بوگله و... كه كار وي را با گرايشات متفاوت ادامه دادند. پس از گذشت يك دهه از مرگ دوركيم، گابريل لوبرا يكي از چهره هايي كه به نحوي متأثر از ديدگاه ها و نظريات وي بود، ميراث او را در زمينه جامعهشناسي دين بسط داد. لوبرا استاد حقوق ديني و جامعه شناسي بود، شخصاً تمايلات مذهبي بسيار قوي داشت و با نهادهاي كليسايي نيز پيوند و ارتباط نزديكي داشت . حوزه فرهنگي فرانسه در خلال سالهاي ۳۰ـ۱۹۲۰ سالهايي بود كه قانون لائيسيته در آن به تصويب رسيده ( ۱۹۰۵) و محدوديتهاي خود را نيز آشكار كرده بود. در همين حوزه فرهنگي بود كه دوركيم آرزو ميكرد بتواند نوعي اخلاق مدني را پي ريزي كند كه به نحوي جانشيني براي دين رسمي باشد. اگر چه فرانسه به عنوان كشوري شناخته ميشد كه «دختر بزرگ كليساي كاتوليك» لقب گرفته بود اما به تدريج به سوي جامعهاي پيش ميرفت كه در آن مذهب رسمي و كليسايي دچار بحران شده و مشاركت مردم در كليسا و مراسم مذهبي آرام آرام رنگ ميباخت. طبيعتاً اين مسأله اسباب نگراني ارباب كليسا را بر ميانگيخت. به همين دليل نهادهاي كليسايي كه در آغاز نسبت به جامعه شناسي بدبين بودند ، سياست ديگري پيش گرفتند و مشوق محققين عرصه جامعه شناسي شدند و از پژوهشها و مطالعات جامعه شناسانه آنها حمايت كردند تا شايد از اين طريق علت نارضايتي مؤمنين و عدم مشاركت آنها را در مراسم كليسا دريابند و در واقع موقعيت كاتوليسيزم را به عنوان دين رسمي فرانسه مورد ارزيابي قرار داده و آن را ارتقا بخشند .اين سياست در تشكلاتي چون «كنفرانس بينالمللي جامعهشناسي ديني» ( C.I.S.R ) در شهر لوون توسط كشيشي به نام لوكلرك و «مركز كاتوليك جامعهشناسي ديني» در فرانسه بنيانگذاري شد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محبی در چهارشنبه چهاردهم تیر 1385 و ساعت
19:25 |